اندر احوالات این روزها...
سلام پسر خوشگلم الان که دارم مینویسم تو دل مامان حسابی مشغولی و کاراته تمرین میکنی بعضی وقتا هم موج مکزیکی میری جات حسابی تنگ شده یکمی دیگه صبر کنی و تپل بشی میای بغل من و بابا قربونت برم نازدار من جمعه 93/4/13با بابا جون رفتیم سونو خدا رو شکر همه چی خوب بود و حالت عالی بود وزنتم 2330 کیلو بود ماشاا... خیالم راحت شد خیلی نگران وزنت بودم یه خبر دیگه اینکه بابا باید سه ماه بره ماموریت و از ما دور باشه درست زمان تولد تو هم من هم بابا خیلی از این بابت ناراحت بودیم با خانم دکتر مشورت کردیم گفت میشه دو روز قبل رفتن بابا شم...
نویسنده :
مامان رسا
10:53





